سفر به مشهد مقدس
دخترم چند روزی بود بدجور دلم هوای حرم امام رضا رو کرده بود...یعنی روزی نبود بهش فکر نکنم...خلاصه بد جور هوایی شده بودم...به بابا گفتم ولی خوب اون بنده خدا هم کارش دست خودش،نیس...گفته بود خیلی سخت مرخصی میدن...شاید هم اصلا ندن...
ولی من چه میکردم با این دل هوایی ام...دوست داشتم زودتر سه تایی بریم پابوس آقا و دخمل قشنگم رو نشون بدم بهش....
خلاصه اونقدر به بابا فشار آوردم و اصرار کردم که رفتنی شدیم...چه سفری بود...یعنی کیف کردم عزیزم...تو بیشتر از،من...عاشق حرم و چراغونی ها و آیینه کاری های داخل حرم شده بودی عزیزم....حق هم داشتی...کیه که عاشق اونهمه زیبایی و ابهت نشه....
قربون امام رضا برم که اینقدر حرمش امن و آرامش بخشه...کلی با این سفر سبک شدم...
البته اینم بگم اون چند روزی که اونجا بودیم خیییلی هوا سرد بود...بینهایت...ما 19 بهمن بلیط هواپیما داشتیم برای رفت و 23 بلیط قطار برای برگشت....سفر خیلی کوتاه ولی پر باری بود...به همون خوش،گذشت شکر خدا...و با اینکه سرمای بی سابقه هوا هم بود ولی شکر خدا با کمک امام رضا هیچکدوممون مریض نشدیم....هوای مشهد شب ها 2_3 درجه زیر صفر بود و حرم بسیار خلوت...اما حرم آقا همیشه و در هر هوایی حس و حال خوب و عجیبی داره...
اینم یه سری عکس از سفر به شهر مقدس مشهد..

ترنم در چمدان جهت اعزام به مشهد


ترنم خانوم در رستوران هتل جهت صرف صبحانه


ترنم و بابایی داخل حرم مقدس


صحن زیبای حرم مقدس



سفر به مشهد مقدس
